معرفی گزارش سیاستی شاخص نوآوری استانی ایران؛ گامی برای شناخت و سنجش زیستبوم نوآوری در استانها
نوآوری را میباید یکی از مؤلفههای مهم توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق دانست. ظرفیت یک استان برای تولید دانش، تربیت نیروی انسانی متخصص، ایجاد کسبوکارهای نوآور، جذب سرمایه و تبدیل دانش به محصولات و خدمات جدید، تا حد زیادی مسیر توسعه آن منطقه را شکل میدهد. با این حال، شناخت وضعیت نوآوری در سطح استانها نیازمند دادهها و چارچوبی منسجم است؛ چارچوبی که بتواند تفاوتهای ساختاری و ظرفیتهای متفاوت مناطق را در نظر بگیرد.
گزارش سیاستی «شاخص نوآوری استانی ایران» با همین رویکرد در پژوهشکده مطالعات فناوری تدوین گردیده است. هدف از این مطالعه، طراحی چارچوبی برای ارزیابی و مقایسه عملکرد استانهای کشور در حوزه علم، فناوری و نوآوری و فراهم کردن مبنایی برای سیاستگذاری منطقهای مبتنی بر شواهد بوده است.
برای طراحی این شاخص طیفی از مطالعات تطبیقی توسط پژوهشگران صورت گرفته که در مرحله نخست آن ۳۹ سند مرتبط شناسایی و پس از ارزیابی، ۱۳ مطالعه از کشورها و نهادهای مختلف به مانند هند، چین، کمیسیون اروپا، ترکیه، ویتنام، جمهوری چک، ایالات متحده و کلمبیا انتخاب شدند. این بررسیها امکان شناسایی الگوهای مشترک در طراحی شاخصهای نوآوری منطقهای و همچنین تفاوتهای روششناختی آنها را فراهم نمود.
پژوهشگران در ادامه ۱۹۰ سنجه منحصربهفرد از مطالعات تطبیقی استخراج کردند که بر اساس فراوانی، تناسب با اهداف مطالعه، پوشش مفهومی و قابلیت مقایسه بررسی و پالایش شدند و با استفاده از نظر خبرگان و توجه به ظرفیت نظام آماری کشور، چارچوب نهایی را شکل دهند. یکی از دستاوردهای این فرایند، ایجاد کاتالوگ دادهها بود؛ کاتالوگی که برای هر سنجه، منبع داده، نهاد متولی، آخرین سال داده موجود و ارتباط آن با سنجههای مطالعات بینالمللی را مشخص میکند.
چارچوب نهایی شاخص بر مبنای منطق «ورودیها» و «خروجیها» طراحی گردید. در بخش ورودیها، عواملی مانند نهادها، سرمایه انسانی و پژوهش، زیرساختها، پیچیدگی بازار و پیچیدگی کسبوکار مورد توجه قرار گرفتهاند؛ این عوامل ظرفیتهای یک استان را برای توسعه نوآوری و فعالیتهای مرتبط شکل میدهند. در بخش خروجیها نیز نتایج ملموس و ناملموس این فرایند، از جمله خروجیهای دانش و فناوری و خروجیهای خلاقانه؛ سنجیده میشوند.
برای قابلمقایسه کردن عملکرد استانها، در این مطالعه از میانگین ساده و وزن یکسان سنجهها استفاده شده و دادهها به روش حداقل ـ حداکثر استانداردسازی شدهاند. همچنین برای سنجههای مرتبط با اندازه استان، تعدیل بر اساس جمعیت یا تولید ناخالص داخلی در نظر گرفته شده و برای کنترل اثر دادههای پرت نیز سقف سه برابر انحراف معیار اعمال گردیده است.
در مرحله اجرا، چارچوب طراحیشده در سه استان آذربایجان شرقی، اصفهان و هرمزگان بهصورت پایلوت آزموده شده و در این مرحله اطلاعات مربوط به ۶۰ سنجه در قالب ۱۴ بعد خرد گردآوری و پس از پالایش، عملکرد هر استان در قالب صفحات اختصاصی و با یک نظام رنگی پنجگانه نمایش داده شده است. این نظام به تصمیمگیران امکان میدهد نقاط قوت و ضعف را در سطح سنجهها و ابعاد مختلف با سرعت بیشتری شناسایی کنند.
نتایج پایلوت نیز نشان میدهد که ارزش چنین شاخصی صرفاً در ارائه یک رتبه کلی خلاصه نمیشود. برای مثال، در آذربایجان شرقی نقاط قوتی در محیط کسبوکار، آموزش عالی، تحقیقوتوسعه و برخی جنبههای صادرات و جذب نیروی انسانی دیده میشود؛ اصفهان در محیط نهادی و تنظیمگری، تحقیقوتوسعه، زیرساختهای ارتباطی، پارکهای علم و فناوری و تعداد شرکتهای دانشبنیان عملکرد قابلتوجهی دارد؛ و هرمزگان نیز در حوزههایی همچون محیط نهادی، صادرات، خدمات، جذب سرمایهگذاری خارجی و اشتغال دانشآموختگان نقاط قوتی نشان میدهد.
از این منظر، «شاخص نوآوری استانی ایران» بیش از آنکه صرفاً یک ابزار رتبهبندی باشد، تلاشی برای ساختن یک زبان مشترک دادهمحور درباره وضعیت نوآوری استانهای کشور است؛ زبانی که میتواند امکان پایش روندها، شناسایی شکافها و طراحی سیاستهای متناسب با ویژگیهای هر منطقه را فراهم کند.
این پژوهش ارزنده در سال مهر ماه 1404 توسط پژوهشکده مطالعات فناوری منتشر شده که حاصل از پروژهای سیاستی با مدیریت سیدحامد مزارعی و همکاری محمد خادمی کلهلو است.
برای کسب اطلاعات بیشتر و تهیه این گزارش سیاستی میتوانید به pub.tsi.ir مراجعه کنید.
